تبليغاتX
آشتی جوونی
آشتی جوونی
آشتی جوانان و بررسی مشکلاتشون
قسم به قلم و آنچه مینویسد     

چرا چیزی را بگوییم که نمیدانیم؟

قول بدهیم صداقت و بصیرت را سر لوحه ی کارمان کنیم متأسفانه آن چیزی که امروز گم شدست صداقت و اعتماد است

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 22:3 |

سلام دوستان فصل امتحانا رسید فعلا خداحاااااااااااااافظ تا پستی دیگر

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 0:9 |
حاجی خودمون طفلی بعد تصادفش به سختی خودشو به محرم امسال رسوند از در گاه ایزد منان واسه حاج محمود کریمی سلامتی آرزو میکنیم

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 22:27 |
اخیرا اخباری مبنی بر اینکه سید مهدی این عاشق دلسوخته اهل بیت برای مجالسش مبالغ کلان میگیرد توسط عوامل بی خرد اشاعه پیدا کرده است که جناب میرداماد در سایت خود آنرا رد کرده است

www.mahdimirdamad.ir

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 22:24 |

رباعی های عاشورایی – بخش دوم

کنار علقمه

زنده یاد سید حسن حسینی

آن نخل به خون تپیده را می بوسید

آن مشک ز هم دریده را می بوسید

خورشید، کنار علقمه خم شده بود

دستانِ ز تن بریده را می بوسید!

پاره ی قرآن

محمدعلی حضرتی

این پرچم عشق است که بر دوش من است؟

یا پاره ی قرآن که در آغوش من است؟

نه ، نه! بگذارید بگویم این کیست:

شش ماهه گلِ سرخِ عطش نوش من است

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 22:36 |
تصمیم خدا بود محبت بکند

درطنز مرا شکل پت و مت بکند

با این همه مدعی توخالی طنز

باید که خودش مرا هدایت بکند!



۲.در ماه محرم غم هر شب داریم

تا شام نداده اند هی تب داریم

زین تکیه به ان ٬از ان به این ٬ قابلمه پُِر

دلخوش شده ایم دین و مذهب داریم !



۳. از ترس خدا دو چشم خود می بندیم

در جمعیت سیاه می پیوندیم

مظلوم امام.٬ مرد معصوم امام

ما گریه کنان به ریش هم می خندیم !



۴. هر جور شده کلاه برداشته اند

ایام پر از حکایتی داشته اند

قربان محرم و امامش بشوم

نبش در خانه شان علم کاشته اند !



۵. شلوار سیاه... کله و ریش سیاه

اخلاق سیاه ...از پس و پیش سیاه

تصویر سیاه ...سیگنال و دیش سیاه

تسبیح سیاه...مذهب و کیش سیاه



۶. یک عده که دائما تو هم دارند

گفتند که بر خدا تقدم دارند

هرچند لباسشان ضخیم است ولی

پیداست هزارو یک وجب دم دارند



۷.یک مرد که مُرد ٬مملکت را افسرد

با رفتن خود حقیقتی را هم برد

گفتیم : " چرا عزایشان هست حرام ؟"

گفتند : " خود طرف نباید می مرد!

شاعر:زهرا دری
موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 22:25 |

بیش از 60 رباعی و دوبیتی باموضوع کربلا و محرم(اشعار مذهبی)

محرم

علیرضا قزوه

دلم دریاچه ی غم شد دوباره
قد آیینه ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

***

بخون ای دل که دشتستون صدا شه
کمی فایز بخون دردم دوا شه
ملایک نوحه خوانان حسینند
بخون والله خدا هم از خداشه

مرتضی شاهمندی

محرم آمد و دلها غمین شد غم و عشق وبلا با هم اجین شد

حسین آماده بهر جانفشانی است دوباره فاطمه قلبش حزین شد

مریم توفیقی

ضریح تو داره عطر گل یاس

نوازش های دستت میشه احساس

کی میدونه آقا پر میشه شاید.

شبا سقا خونه ات با مشک عباس ...

محرم

جلیل صفربیگی

ان روز حسین یک صدا زینب بود

آیینه ی غیرت خدا زینب بود

زینب زینب زینب زینب زینب

آن روز تمام کربلا زینب بود

***

آن روح زلال و صیقلی زینب بود

آیینه ی غیرت علی زینب بود

هر چند امام و مقتدا بود حسین

پیغمبر کربلا ولی زینب بود

محمد روحانی (نجوا کاشانی)

(هفتاد و دو گل)

جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید

هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید

بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی

خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید

***

( زمزمه )

تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست

این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست

ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن

همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست

جلیل صفر بیگی

انگار تمام شهر تسخیر شده

بنگاه فروش غل و زنجیر شده

از چارطرف حرمله ها آمده اند

بازار پر از نیزه و شمشیر شده

***

سجاده به دوش ها همه آمده اند

آن حلقه به گوش ها همه آمده اند

ذی الحجه و مکه و محرم نزدیک
شمشیر فروش ها همه آمده اند

***

فریاد حسین را شنیدیم همه

از کوفه به سوی او دویدیم همه

رفتیم به کربلا ولی برگشتیم

از شمر امان نامه خریدیم همه

نوحه، محرم، علی اکبر

جواد منفرد

چشمان زمین دوباره تر خواهد شد

ماه از سر شب بدون سر خواهد شد

تاریخ دوباره به خودش می لرزد

شق القمری بزرگتر خواهد شد

***

خورشید نشسته بر درت ای کوفه

غافل شدی از دور و برت ای کوفه

امروز فرات را به رویش بستی

ای خاک دو عالم به سرت ای کوفه

***

این نیزه مرا به عشقتان میدوزد

در عمق وجود شعله می افروزد

امسال اگرچه در زمستانم باز

از بردن اسم تو لبم می سوزد

سعید حدادیان

العطش

حرف دل آب را کجا می زد مشک

سرتا سر کربلا صدا می زد مشک

تیری آمد به قلب عباس (ع) نشست

چون طفل رباب دست و پا می زد مشک

جواد منفرد

یاد آور لحظه های دردند عمو

شبهای اسیری ام چه سردند عمو

دیشب سر نی فقط سرت را دیدم

آغوش تو را چه کار کردند عمو؟!

مریم حقیقت

زمین دشت شقایقهای پرپر
وچشم آسمان از رفتنش تر
برای وسعتش دنیا قفس بود
به سمت عاشقی پر زد کبوتر

***

قلندر وار از درمان گذشتند
از آب وآتش وطوفان گذشتند
کبوترهای زخمی تشنه بودند
به نام عاشقی از جان گذشتند

***

در حنجره ی زمانه تابید اصغر
هی گریه نکرد! هی ننالید اصغر
دیگر نگران نباش آرام بگیر
آسوده تر از همیشه خوابید اصغر

***

زمین از اشتیاقش کم نمی کرد
غم نان گونه اش را نم نمی کرد
غم مشک وعلمدار آتشش زد
زمانه قامتش را خم نمی کرد

محمدعلی مجاهدی

خورشید بر این تیره مغاک افتاده ست؟

یا بر سر نی ان سر پاک افتاده ست؟!

بر عرش نی از تلاوت او پیداست

هفتاد دو سوره روی خاک افتاده ست

منیره هاشمی

تدبیر خدا
هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که در کنار زینب باشد

سجّاد که سجّاده به او دل می‌بست
تدبیر خدا بود که در تب باشد

اسد اللّه‏ خدّامى

آن دَم که فتاد دست پیغمبرِ آب
یک قطره عطش نبود در باور آب

گلهاى خدا زتشنگى پژمردند
اى خاک تمام کربلا بر سر آب

سید حسن حسینی

عالم ، همه خاک کربلا بایدمان
پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان

تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید
همواره حسین ، مقتدا بایدمان

زهره موسوی

در دشت بلا قحطی ایمان شده است
هر دیو و ددی نماد انسان شده است!


مردان همه سر به نیزه ها بخشیدند
سالار زنان بی سرو سامان شده است

محمد صادق رسولی

در معرکه، تفسیر شهادت می‌کرد
در اوج عطش داشت روایت می‌کرد

لا حول و لا قوة الا بالله
هم مرگ به او سخت حسادت می‌کرد

***

سرشارترین شعر خدایی؛ زینب

اسطورۀ طاقت و حیایی؛ زینب

تو زینت نقطه‌های بسم‌الله‌ وُ

تفسیر فصیح کربلایی؛ زینب

***

آن کودک استوار را باور کن

لب‌تشنۀ بی‌قرار را باور کن

تکلیف عطش برای او حتمی شد

شش‌ماهۀ روزه‌دار را باور کن

عبدالرحیم سعیدی راد

یک روز ترانه ساز خناس شدن

یک روز حماسه ساز احساس شدن

پس کی باید علی اکبر بودن؟

پس کی باید حضرت عباس شدن؟

محمدرضا سهرابی نژاد

آن نخل به خون طپیده را،می بوسید

ان مشک ز هم دریده را می بوسید

خورشید،کنار علقمه خم شده بود

دستان ز تن بریده را می بوسید!!

محمد علی مجاهدی( پروانه)

از قهر تو ،شاهین قدر پر ریزد

وز هیبت تو ،شیر فضا بگریزد

ماند به تو کوه،اگر به رفتار اید!

دریا به تو می ماند ،اگر برخیزد!

سیّد حسن حسینی

دریا به طلب از برهوت تو گذشت

یک قافله نعره در سکوت تو گذشت

ان روز اگر چه تشنه بودی ، امّا

صد رشته قنات در قنوت تو گذشت

مهدی فخارزاده

دفتر گل
در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود
از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود

چیزی که به من توان زاری می‌داد
قنداقة خونـین عــلی‌اصغــر بــود

احد ده‌بزرگی

پیراهنی از زخم، به تن دوخته است
این رسم، ز حضرت غم آموخته است
ای سـرو تمــاشاییِ ایــمان، عبـاس!
دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است

محمد سین امیدی

خونی که ز پیشانی او جاری شد
سرسبــزترین بهارِ بـیداری شد

آن سر که به روی نیزه‌ها گشت بلند
آیینــة روشن فــــداکاری ش‍‍‍‍‌‌ـــد

کاظم علیپور

می‌توان مانند کوهی درد بود
شام با یک قافله شب‌گرد بود

می‌‌توان چون شیر دشت کربلا
نام زینب داشت، اما مرد بود

قیصر امین پور

خود را چو ز نسل نور می نامیدند

رفتند و به کوی دوست آرامیدند

سیراب شدند زآن که در اوج عطش

آن حادثه را به شوق آشامیدند

***

این خاک به خون عاشقان آذین است

این است در این قبیله آیین ، این است

زاین روست که بی سوار برمی گردد

اسب تو که زین و یال آن خونین است

محمد رضا دفرانی

مفهوم بلند آفتابى عباس
از گریه کودکان کبابى عباس
از تشنگیت فرات دلخون گردید
واللَّه که آبروى آبى عباس

***

ششماهه على به دوش بابش دادند
یک جام از آن باده نابش دادند
چون با لب تشنه حاجت آب نمود
با تیر سه شعبه اى جوابش دادند

***

سر قافله شام بلایى زینب
تو شیر زن کرب و بلایى زینب

در عصرف به خون نشسته عاشورا
سرچشمه اى از صبر خدایى زینب

***

آنانکه ز کین بى پر و بالت کردند
پرپر ز جفا، گل جمالت کردند

شرمى ز نبى و فاطمه ننمودند
زیر سم اسب، پایمالت کردند

زهیر توکلی

رفتیم به ناکجا، به جایی که تو راست
گفتیم تو را به هر بهایی که تو راست
خفتیم چو برگ سبز بر آب روان
امید به خاک کربلایی که تو راست

***

سقا شدن و به تشنگان جان دادن
بی‌دست، شدن مشک به دندان دادن
ساقی شدن و دست به مستان دادن...
هیهات که شرح عشق نتوان دادن

رحیم زریان

رباعی های عاشورایی

در ماتم تو سحاب هم میگرید

منظومهی آفتاب هم میگرید

ای تشنهترین سلالهی کوثر عشق

از داغ تو چشم آب هم میگرید

***

ای تیغ بگو که از کجا میآیی

از سمت نگاه آشنا میآیی

انگار که خون میچکد از دیدهی تو

ای تیغ مگر ز کربلا میآیی

***

ستاره از نگین بر خاک افتاد

قمر از روی زین بر خاک افتاد

گل سرخی ز دامان پیمبر

برای حفظ دین بر خاک افتاد

***

فدای چشم مستت یا ابالفضل

نگاه میپرستت یا ابالفضل

بده یک جرعهی ناب از می عشق

به قربان دو دستت یا ابالفضل

هادی محمد زاده

هفتاد و دو لالة شهادت باور
شولای به خون خویش رنگین، در بر
رفتند به دنبال شهادت کان‌سان
طوفان نرسد به گرد آنها دیگر

***

ای کشتة عشق! کو علی اکبر تو؟
کو دست تو، کو پای تو و کو سر تو؟
انگار فرات دیگری جاری شد
از خون گلوی نازک اصغر تو

***

یک چند به عیش و نوش خود، سرکردید
صد لاله ز باغ عشق، پرپر کردید
چون شعلة آتش جهنم شده‌است
ظلمی که بر اولاد پیمبر کردید

***

در آن ربض حرمله خیز نومید
باران عطش به خیمه‌ها می‌بارید
مولا پس از این بار نمی‌گردد وای!
از شیهة ذوالجناح باید فهمید

***

آن روز افق، اشک ز دیده می‌ریخت
درد از دل زهرای شهیده می‌ریخت
تا روز ازل، خشک نخواهد شد هان!
خونی که از آن سر بریده می‌ریخت

***

عاشورا بود و آسمان شد کفنت
لبریز ز گل‌زخم ستاره بدنت
گیرم که سر تو را به نیزه کردند
زیر سم اسب‌ها چه می‌کرد تنت!

***

هفتاد و دو آسمانی خونین بال
یاران عطش سرشت خورشید خصال
مهمان فرشتگان شدند و رفتند
آن شام فراق بود یا صبح وصال

***

مفهوم تو را مگر که فهمیده کسی؟
یا قدر تو را مگر که سنجیده کسی؟
خون می‌بارید از ابر ششماهه تو
بارانی از این دست کجا دیده کسی؟

عبدالرحیم سعیدی راد

خورشید گلوی تاک را می بوسید

پیراهن چاک چاک را می بوسید

انگشتر عشق را به غارت بردند

انگشت بریده خاک را می بوسید

***

خورشید چه عاشقانه پیمان می داد
در وادی طوفان بلا جان می داد

آن روز معلم شهادت چه غریب
با نای بریده درس ایمان می داد!

محمد رضا سهرابی نژاد

زنی در کسوت پیغمــــــبری بود
اسیران را امام سروری بود
نگا هش ، ماده شیر خشمناکی
کلامش ذوالفقار حیدری بود

کتایون شیخی

آتش آتش ریخت بر شام سیاه
شعله های گریــــه و اندوه و آه

بی پناهی موج میزد در میان
دستهای زینب آن شب شد پناه

***

بیـــتــــاب تــر از ابـــر بهــــاری بودند
" هیهات من الــذله " جــــاری بودند

سوگند به هرچه نام آب است بر آن
این تشـنه لبان تشـنه یـــاری بودند

***

گل غنچه ای از سلاله حیدر بود
افسوس که مثل غنچه ای پرپر بود

آن ظهر عطشناک چه غوغایی کرد
آن مرد که نام کوچکش اصغر بود

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 22:22 |
رفقا اشعار مداح سینه سوختمون حاج غلامرضا سازگار رو می خواستند تقدیم میکنم

خروج امام حسین (ع) از مکه به سمت کربلا

کعبه محروم شد ز دیدارت
یـابـن زهـرا خدانگهدارت
کربـلا مـی‌روی و یـا کوفه؟
یا به شام اوفتد سر و کارت؟
چه شود ای امام جود و کرم
یک نگاه دگـر کنـی به حرم

ای ز جــام بـلا شــده سـرمست
دست و دل شسته از هرآنچه‌که‌هست
چه شتابان روی به دیدنِِ دوست
جای گل سر گرفته‌ای سر دست
از حریمت برون شدی مولا
عازم حج خـون شدی مولا

هشتِ ذیحجه مردم عالم
همه رو آورند سوی حرم
تو دل شب ز بیت امـن خدا
سر به صحرا نهی قدم به قدم
کعبه تا صبح ناله سر می‌کرد
پســر فاطمــه مــرو برگرد

کعبه با سوز و اشک و ناله و آه
بـر نمـی‌دارد از تـو چشم نگاه
سفر تیر و نیـزه و عطـش است
طفل شش ماهـه را مبـر همراه
از سفیدی حنجرش پیداست
این پسر ذبح سیدالشهداست

نظری کن به غنچ? یاست
ثمـر سرخ بـاغ احسـاست
اصغـرت را بگیـر از مـادر
بسپارش به دست عباست
چون صدایت زند جوابش ده
از سـرشک دو دیده آبش ده

نالـه‌ای بـر لـب سـلال? تـوست
کـه شبیـه صـدای نالـ? توست
ساربـان را بگــو کـه تنـد مرو
آخر این کودک سه ساله توست
قدری آرام ای هدی‌خوانان!
کمی آهستـه ای شتربانان!

ناقه‌ها ذکر یـا حسین بـه لب
کوه‌هـا نالــه مـی‌زنند امشب
نخل‌ها خم شدند و می‌گویند
السـلام علیـک یا زینب
غم مخور ای فدای چشم ترت!
هیجـده محرمنـد دور سـرت

کاش خورشید واژگون می‌شد
از تن کعبه جان برون می‌شد
کاش از اشـک دیـد? حجّـاج
آب زمزم تمام خون مـی‌شد
کعبه ساکت مباش واویلا
گریـه کـن بهر لال? لیلا

ای سکینـه دگر چه غم داری؟
اشک از دیدگان مکـن جـاری
که محوّل شده است بر عباس
مشـک سقایــی و علمـداری
بر سماعش دو دست بالا کن
هر چه دانـی دعا به سقا کن

نالــه دیگــر بـه‌سر نمــی‌گردد
ایـن شبِ غـم، سحـر نمی‌گردد
این مسافر که دل به همره اوست
مـی‌رود، لیـک بـرنمــی‌گردد
عالمـی گشتـه محو اجلالش
چشم «میثم» بوَد به دنبالش

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 22:7 |

من عاشق این شعر هستم :

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود


خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...
موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 22:5 |

آدامس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
آدامس.

آدامْسْ نوعی جویدنی مصنوعی است که منظور تازه کردن دهان یا بو بری و یا سرگرمی و مزیدن به کار می‌رود. در قدیم به گونه‌ای آدامس رایج در ایران سَقِّز گفته می‌شد. نام آدامس تلفظ نادرستی است از مارک آدمز (Adams) که بر روی سقزهای وارداتی اولیه به ایران دیده می‌شد. [۱]، [۲] این آدامس‌ها توسط توماس آدامز آمریکایی تولید شده‌بود که از نخستین سازندگان آدامس‌ها به شکل امروزی بود.، وی آدامس تولیدی خود را سقز جویدنی نیویورکی آدمز (به انگلیسی: Adams New York Chewing Gum) نام گذاشت.[۱]

پیشینهٔ آدامس‌های امروزی به دهه ۱۸۶۰ میلادی باز می‌گردد، هنگامی که ماده‌ای به نام چیکل (chicle) تولید شد.[۲]

در قدیم صمغ به دست آمده از قطران پوست درخت غان را می‌جویده‌اند. پارافین هم یک پایه آدامس رایج دیگر بود، گرچه نمی‌توان آن را تا زمانی که در دهان گرم و مرطوب شود، جوید.[۲]

مواد تشکیل دهنده آدامس عبارتند از پایه آدامس (۳۰٪)، شیرین‌کننده‌ها (۵۹٪)، شیرین‌کننده‌های قوی (۰٫۵٪)، نرم‌کننده‌ها (۲٪)، شیره ذرت (۱۰٪)، طعم‌دهنده‌ها (۴٪)، اجزاء فعال (۵٪) و رنگ‌های غذایی و رنگ‌های خوراکی.[۳]

آدامس‌های ویژه:

۱- آدامس نیکوتین دار ۲- آدامس بادکنکی ۳- آدامس‌های حاوی ویتامین‌ها که ویژهٔ کودکان تهیه می‌گردد

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط M.S.M در ساعت 22:5 |